close
تبلیغات در اینترنت
ماجرای خودکشی دو دختر نوجوان به خاطر تلگرام
ما با حمایت شما نیرو می گیریم با یك كلیك

ماجرای خودکشی دو دختر نوجوان به خاطر تلگرام

پیغام مدیر
از این که سایت ما را به عنوان سایت مورد نیاز خود انتخاب کرده اید متشکریم.
ماجرای خودکشی دو دختر در تلگرام ۱۶ آذر ۹۵ / عکس
ماجرای خودکشی دو دختر در تلگرام ۱۶ آذر ۹۵ / عکس

خودکشی دو دختر نوجوان بخاطر کانال تلگرام,علت خودکشی دو دختر نوجوان,ماجرای خودکشی دو دختر نوجوان به خاطر تلگرام,دلیل خودکشی دو دختر نو جوان چه بود,ماجرای خودکشی بخاطر تلگرام

بررسی علت خودکشی دختران سیزده و چهارده ساله در تهران نشان می‌دهد که آنها قبل از اقدام به خودکشی در کانال تلگرامی خاصی عضو بودند که محتوای عمده این کانال، القای یاس، ناامیدی و حتی ارائه روشهایی برای پایان دادن به زندگی بود.
 
عقربه‌های ساعت 17:20 بیست و سوم مرداد سال جاری را نشان می‌داد که زنگ تلفن بازپرس کشیک قتل پایتخت به صدا درآمد و مأموران کلانتری 138 جنت‌آباد خبر خودکشی دو دختر سیزده و چهارده ساله را در خیابان پیامبر غربی خیابان جهاد اکبر به بازپرس مرادی اعلام کردند.
 
دقایقی بعد بازپرس امور جنایی تهران به همراه اکیپ تشخیص هویت اداره پلیس آگاهی و کارشناسان پزشکی قانونی در محل اعلام این خبر تلخ حاضر شدند و در بررسی اولیه مشخص شد دختران نوجوان خود را از طبقه پنجم ساختمان به پایین پرت کرده و جان خود را از دست داده‌اند.
 
اهالی محل این حادثه تلخ، از خودکشی دختران نوجوان شوکه بودند و حتی خانواده آنها مدام دلیل اقدام به خودکشی دخترانشان را از خود می‌پرسیدند و می‌گفتند چرا آنها باید دست به چنین کاری بزنند.
 
اما به راستی علت این اقدام از سوی دو دختر نوجوان چه بود؟! اقدامی که مشابه آن چند روز قبل در یاسوج اتفاق افتاد و دو جوان بیست و دو و بیست و هفت ساله در اقدامی جنون‌آمیز خود را از درخت حلق‌آویز کرده و به زندگیشان پایان دادند البته وصیت‌نامه دو جوان یاسوجی نشان داد که خستگی از دنیا علت پایان دادن به زندگی آنهاست اما در اقدام به خودکشی دختران نوجوان قضیه متفاوت بود، آنها مشکلات خانوادگی و رفتار نامناسب پدر و مادر خود را علت این کارشان عنوان کرده بودند.
 
اما این تمام علت ماجرا نبود چرا که این دختران نوجوان در کانال خاصی در تلگرام عضو بودند که محتوای عمده این کانال، القای یاس، ناامیدی و حتی ارائه و آموزش روشهایی برای پایان دادن به زندگی بود؛ بله! این کانال تلگرامی با تعداد زیادی عضو که فقط به‌عنوان نمونه به آن اشاره شد، هر روز و به‌صورت آزادانه و البته در سایه غفلت مسئولان امر، اقدام به انتشار مطالب و عکسهای مرتبط با خودکشی می‌کند و در صحنه واقعیت این نوجوانان خام و فریب‌خورده این شهر هستند که ...
 
دو دختر سیزده و چهارده ساله که در این کانال تلگرامی عضو بودند، مدتی قبل به یکی از دوستانشان نیز پیشنهاد عضویت در این کانال تلگرامی را داده بودند که وی پیشنهاد دوستانش را پذیرفته و در آن عضو شده بود اما زمانیکه مادر او از عضویت دخترش در این کانال تلگرامی باخبر شده بود، پس از بررسی محتوای این کانال و پی بردن به مخرب بودن و احتمال تأثیرپذیری فرزندش از آن، دخترش را از ادامه عضویت در کانال تلگرامی مذکور منع کرده و خواسته بود که از آن بیرون بیاید اما ظاهراً دو دختر دیگر که مانعی در برابرشان وجود نداشت، همچنان از محتوای این کانال مخرب تأثیرپذیری داشتند که در نهایت در اقدام به خودکشی آنها نیز بی‌تأثیر نبود.
 
خبرگزاری تسنیم از انتشار فیلمهای این کانال تلگرمی به دلیل جنبه‌های محتوای مجرمانه و بدآموزی آن، معذور است.
 
عکسهای زیادی نیز در این کانال تلگرامی وجود دارد که بیانگر نحوه خودکشی و سقوط از ارتفاع است؛ یکی از مطالبی که در این کانال انتشار یافته و دختران نوجوان نیز از در اقدام به خودکشی از آن تبعیت کرده بودند، پریدن از طبقه پنجم ساختمان بود؛ با بررسی دیگر رفتارهای دختران سیزده و چهارده ساله به جرأت می‌توان گفت که آنها در اقدام به خودکشی اخیر خود کاملاً از این کانال تلگرامی الگو گرفته بودند حتی قبل از اقدام به خودکشی، آنها به رگ‌زنی اقدام کرده اما در نهایت توانسته بودند با پریدن از طبقه پنجم ساختمان به زندگیشان پایان دهند.
 

تسنیم: علت خودکشی دختران یک کانال تلگرام بود

تسنیم: علت خودکشی دختران یک کانال تلگرام بود

تسنیم: علت خودکشی دختران یک کانال تلگرام بود


دکتر «مهدی کریمی» روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی نیز گفته بود زمانیکه والدین حضور مؤثری در کنار فرزندان نداشته باشند و تعامل سازنده‌ای بین آنها صورت نگیرد، نیازهای فرزندان در کنار والدین و در بستر خانواده تحقق پیدا نکند؛ ممکن است تحت تأثیر دوستان و فضای مجازی قرار بگیرند، فضای مجازی علاوه بر فواید زیادی که دارد، می‌تواند اثر تخریبی نیز داشته باشد.
 
وی می‌گوید: غفلت والدین از فرزندان می‌تواند باعث گرایش آنها به فضای مجازی و شبکه‌های مخرب شود؛ بحث خودزنیها، خودکشیها را آموزش ببینند، پررنگ شدن خودکشی در فضای مجازی می‌تواند باعث تحریک در اقدام به خودکشی شود.
 
این متخصص در زمینه دلایل خودکشی با بیان اینکه حضور مؤثر والدین در کنار فرزندان از اهمیت خاصی برخوردار است، می‌گوید: گاهی اوقات والدین گمان می‌کنند اگر تمام شبانه‌روز کنار فرزندان خود باشند، می‌توانند حضور مؤثری داشته باشند، در صورتی که اینطور نیست؛ در حقیقت مادری ممکن است شاغل باشد و فقط چهار تا پنج ساعت وقت حضور مؤثر کنار فرزندش را داشته باشد، این تعامل بسیار مهم است، امکان دارد مادری صبح تا شب کنار فرزندش باشد اما مشغول کارهای خود، فرزند مشغول بازی با خود باشد، نگاهی در صورت یکدیگر نداشته باشند و راهنمایی و مهر و محبتی میان والدین و فرزند به وجود نیاید، چه بسا حضور دو تا سه ساعته پدر و مادر با فرزند بیشتر از حضور 24 ساعته آنها تأثیر داشته باشد.

 

شرح کامل ماجرا

ساعت24- دخترانی ١٣، ١٤ ساله. یکی سیما نام دارد و دیگری آیدا. مادر آیدا با صدای جیغ و فریاد همسایه ها از ماجرا باخبر شده و حالا روبه روی زمینی که جنازه ها روی آن افتاده، نشسته. فریاد می زند و دخترش را صدا می کند: «آیدا مامان پاشو! چشماتو بازکن!» اما مادر سیما هنوز خبر ندارد. ناگهان زنی با کیسه های پر از گوجه و خیار و کرفس از پیچ کوچه وارد می شود. یکی از مردهای همسایه زن را با دست نشان می دهد و می گوید: «مادر اون یکیه.»

گوشه زمین خاکی ای که دورتادورش را ساختمان هایی با پنجره های کوچک و بزرگ فراگرفته دو جنازه افتاده. پاهای کوچک جنازه ها که از زیر بالاپوش سفیدرنگ بیرون آمده می گوید که هر دو دختر و نوجوان هستند.

زن کیسه ها را در دست گرفته و عرق ریزان پیش می آید. از دیدن چشم های متعجب اطرافیان می هراسد. صدای فریادهای مادر آیدا را می شنود و چشمش به دو تا جنازه ای می افتد که پای ساختمان افتاده اند. کیسه ها را رها می کند و به سمت مادر آیدا می دود. یکی از میان جمع می گوید: «سیما و آیدا دست همدیگه رو گرفتن و خودشونو از بالای ساختمون انداختن پایین.»

زن رنگش مثل گچ سفید می شود و به سمت جنازه ها می دود. ماموران پلیس جلویش را می گیرند اما به شرط یک دیدار کوتاه به زن اجازه می دهند تا جنازه دخترش را ببیند. مادر جلوی دخترش می افتد و مبهوت فقط تماشا می کند.

زن های همسایه به کمک هم او را از روی جنازه بلند می کنند و به محوطه بیرون از زمین خاکی می برند. زن رو به جمعیت می گوید: «بچم دست و پاش خونی شده.» حالا یک ساعت از آغاز ماجرا گذشته و صدای فریادهای مادر سیما از داخل آپارتمان شان می آید.

سلفی قبل از خودکشی

ساعت ٤:٤٥ دقیقه روز شنبه سیما و آیدا دو دختر نوجوان یکی ١٣و دیگری ١٤ ساله در حالی که دست های همدیگر را گرفته بودند خودشان را از طبقه ششم ساختمان به پایین پرتاب کردند و همانجا جان سپردند.

بازپرس می گوید که آنها قبل از مرگ با دوربین گوشی های شان دوتایی سلفی گرفته اند. تیم بازپرسی و پزشکی قانونی بالای سر جسدها مشغول انجام کارهای شان هستند. دست های دو جنازه روی هم افتاده و صورت های شان رو به همدیگر است. انگار با چشم های بسته همدیگر را تماشا می کنند.

آیدا جوراب سفیدرنگ به پا دارد و معلوم است که در خانه سیما مهمان بوده. سیما بلوز سورمه ای رنگ با گل های ریز قرمز به تن دارد و آیدا یک بلوز سفید پوشیده. سیما شلوار راحتی به پا دارد و شلوار آیدا جین آبی کمرنگ است. روی زمین خون زیادی نریخته و تنها دست و پای دو جنازه کمی خونی است. پزشکان زنی که از پزشکی قانونی آمده اند یکی یکی در حال بررسی جنازه ها هستند و بازپرس پرونده در حال جمع آوری اطلاعات است.

آیدا مامان پاشو بریم خونه بخواب!

اما طرف دیگر حفاظ فلزی ماجرا جور دیگری است. پدر و برادرهای سیما و آیدا را با تلفن خبر کرده اند و یکی یکی از راه می رسند. پلیس برای ادامه تحقیقات به هیچ کسی اجازه نزدیک شدن و دست زدن به جنازه ها را نمی دهد. پدر سیما هق هق می زند و سرش را به تنه درخت کاج روبه روی خانه شان می کوبد. مادر آیدا روی خاک های کنار محوطه باز نشسته و مات و مبهوت جنازه دخترش را از دور تماشا می کند. گاهی ناگهان دست هایش را بالای سرش می برد و فریاد می زند: آیدا، آیدا مامان کجا رفتی خوابیدی؟ بیا بریم خونه...

مادر و پدر آیدا چشم های شان اشک ندارد و فقط با دست بر سرشان می کوبند و فریاد می زنند. هنوز در نخستین لحظه های شوک ماجرا هستند. مادر آیدا فریاد می زند: «پاشو بیا بریم دیگه!» زنی از اقوام آیدا ماموران را کنار می زند و خودش را تا نزدیکی جنازه ها می رساند. چشم هایش از حدقه بیرون می زند، دست روی دهانش می گذارد و بلند و پشت سر هم جیغ می زند. لرزش دست ها و شانه هایش از فاصله دور دیده می شود. می گوید: «آیدا! چیکار کردی؟»

نامه ای قبل از خودکشی

یک ساعت از زمان خودکشی گذشته و هرلحظه به انبوه جمعیت داخل کوچه اضافه می شود. همسایه های روبه رو یکی در میان بالای بالکن های شان ایستاده اند یا سرهای شان را از پنجره بیرون آورده اند و با موبایل عکس می گیرند و فیلمبرداری می کنند. یکی از زن های همسایه آپارتمان های روبه رو صحنه خودکشی را دیده و می گوید: «رو بالکن ایستاده بودم. خیال کردم بند رخت افتاده پایین. اما وقتی صدای فریاد شنیدم اومدم دیدم خودکشیه.»

بازپرس پرونده برای معلوم شدن علت خودکشی دستور داده تا موبایل ها، کامپیوترها و دفترچه خاطرات دخترها را به اداره پلیس ببرند. به گفته بازپرس یک نامه با دستخط یکی از دخترها پیدا شده که در آن علت خودکشی را مشکلات شخصی اش عنوان کرده است.

زن های همسایه دور هم جمع شده اند و هر کدام تحلیل خودشان را از علت حادثه می گویند. چشم های شان از شدت گریه قرمز شده. یکی شان دختر ١٤ ساله کنارش را نشان می دهد و می گوید: «من به دخترم می گم، هیچ دوستی واسه آدم بهتر از مادر نیست، این دخترا هم باید مشکلشون و به مادرشون می گفتن.»

دختر چشم های مادرش را نگاه می کند و سکوت می کند. پلیس مدام به مردم اخطار می دهد که با موبایل های شان از صحنه فیلم یا عکس نگیرند. اما هنوز عده ای با دوربین های شان مشغول شکار عکس از جسدها هستند.

موقع انتقال جسدها به آمبولانس پزشکی قانونی، یکی از عابران پیاده گوشی موبایلش را از داخل جیبش بیرون می آورد و شروع به فیلمبرداری می کند. پلیس دستنبد به دستش می زند و او را داخل ماشین منتقل می کند.

دو جنازه در دو آمبولانس

نزدیک غروب است و هوا رو به تاریکی است. آمبولانس های پزشکی قانونی از راه می رسند تا جنازه ها را برای کالبدشکافی ببرند. برادر بزرگ تر آیدا فریاد می زند: «یعنی رفتی؟ یعنی دیگه تموم شد؟ یعنی دیگه نمی بینیمت؟»

ماموران پزشکی قانونی کاورهای مشکی حمل جسد را باز می کنند تا جنازه ها را داخلش بگذراند. پدر آیدا بالای جسد دخترش می رود و بهت زده او را تماشا می کند. روی زمین می افتد. هرکدام از جنازه ها وارد یکی از آمبولانس ها شده و میان شلوغی جمعیت گم می شود.

توضیح: اسامی آیدا و سیما مستعار است.